ازدشمنان برند شکایت بدوستان...

بسمه الاخضر

 یک روز پس از تولد این وبلاگ و مقدمه آن چند تن از دوستان ناشناس، ما را مورد لطف خود قرار داده و پس از مطالعه آن نظرات خود را – باز هم به لطف- در قسمت مربوطه مرقوم نمودند. اجرشان ماجور و قلمشان براه انصاف برقرار باد. به رسم ادب وظیفه خود میدانم تا پیش از ورود به بحث اصلی مان حتی بقدر جمله ای چند ، سلام این عزیزان را علیک گویم. ایکاش دوستان به استعار هم که شده باشد، نامی برای خود برگزینند تا با آن خطابشان کرد.بزرگواری نوشته است که اگر سخنی دارم بر خلاف مطالب وبلاگ  sazdar.blogfa.com   ارائه دهم تا مردم تکلیف خودشان را بدانند که دم خروس را باور کنند یا قسم حضرت عباس را.حسب الامر این بزرگوار یکبار دیگر به وبلاگ یاد شده رفتم و مطالب آنرا مرور کردم و اجازه می خواهم چند سطر پایینتر به آن بپردازم تا رشته کلام پاره نشود.از آقای علوی بابت همان دو جمله صمیمانه شان سپاسگزارم که چنین سخنانی دست کم خستگی از تن می زداید و صد البته قوت قلبی است برای همه کسانی که برای سازدار آستین بالا زده اند. دلشان شاد و عمرشان در خدمت این سرزمین دراز باد.برای سومین دوستمان سوالی ایجاد شده بود که مهندس سازدار، حقیر را از کجایشان بیرون آورده اند. محترم! مهندس سازدار مرا از هیج کجایش بیرون نیاورده . من هم از همانجایی بیرون آمده ام که احتمالا خود حضرتعالی هم! و علت این پرسش را چنین مطرح کرده اند که « چونکه سازدار اصلا سخنرانی بلد نیست...» شما را به مقدسات قسم می دهم کندذهنی ام را به بزرگی خود ببخشید؛ اما هر چه فکر کردم نتوانستم بفهمم که این به زعم خودتان «ضعف سازدار در سخنرانی » را چگونه به «شقیقه » ربط داده اید. اگر مبنای تمامی استدلال های دیگرتان هم چنین غامض و دور از درک من ساده اندیش باشد، فروتنانه دست تسلیم بلند میکنم و در جولانگاه مباحثاتتان تماشا را به مشارکت ترجیح میدهم.دیگر اینکه نمی توانم بفهمم دلیل شک شما به اصالت آذری من چه بوده است. اگر بر مبنای همین چند سطر کاغذچرکانی چنین پنداشته اید، که به جد جای گلایه و شکوا دارد. محترم! بخش قابل توجهی از از ادبیات پیشرو نظم و نثر پارسی محصول قلم آذربایجان بوده . شهریارها و ساعدی ها و کسروی ها و بهرنگی ها و براهنی ها و صدها صاحب قلم دیگر را ببین و دیگر چنین حرفی نزنو بهتر است بیشتر ادامه اش ندهیم و بقول خواجه شیراز که :من این حدیث نوشتم چنان که غیر ندانستتو هم ز روی کرمت چنان بخوان که تو دانیولی اگر باز هم اصرار داری، بروی چشم. من متولد تبریزم و هنوز هم با اینکه محل کارم عمدتا در تهران است اما خان و مان ام در همان تبریز است. دست آخر پیشنهاد کرده بودید که بهتر است به همان «تهرانم» بازگردم. از این پیشنهاد سازنده کمال امتنان را دارم لیکن مثل اینکه فراموش کرده اید؛ در نوشته روز اول هم بیان کرده بودم امده ام تا اگر از دستم برآید ، بقدر بضاعت و توانم در رقابت انتخاباتی مهندس سازدار سهمی داشته باشم. البته به محض پایان انتخابات بازخواهم گشت؛ نگران نباشید.***و اما باز میگردم به مطلب نخست وحکایت دم خروس و قسم حضرت عباس.مطالب وبلاگ مورد بحث به قلم بزرگواری تهیه و تنظیم شده است که خود ترجیح می دهند تا ایشان را به نام کریم بشناسیم. نامی که بی اختیار ذهن آشفته درگیر هیجان های روزهای انتخابات را به سوی یکی از کاندیداهای مرند و جلفا هدایت میکند که اتفاقا رقیب جدی مهندس سازدار هم هست: اقای کریم شافعی. اگرکمی شکاک و بدبین باشیم شاید چنین استنباط کنیم که هدف گرداننده – یا گردانندگان- وبلگ مذکور هم همین بوده که مخاطب ، آقای شافعی را کارگردان این پروژه تخریب مهندس سازدار – حالا شما می خواهید بنامید افشاگری- بپندارد. لکن حقیر این نوع ضدتبلیغ و جوسازی حاکم بر فضای وبلگ را با ادبیات رفتاری شافعی همخوان و همخون نمی بینم. آقای شافعی در حال حاضر نماینده مجلس هستند و ابزارها و اهرم هایی در اختیار دارند که دیگر کاندیداها – فارغ از ثقل اجتماعی و سیاسی شان – از آنها محرومند. حال ایشان از این ابزارها و اهرم ها سواستفاده می کنند یا نه و اگر میکنند تا چه اندازه، از چارچوب بحث ما و حیطه اصلاعات راقم سطور خارج است. لکن فعالیت ضد تبلیغی وبلاگ مورد بحث، ساز و کارهایی دارد و از سیستمی تبعیت می کند که متعلق به یک جریان سیاسی خاص در سرتاسر کشور است. جریانی که طیف آقای شافعی در خارج از آن قرار دارند.این دوست عزیز خواسته اند تا اگر مطلبی در رد و نفی مطالب آقای کریم دارم ارائه کنم. باز هم تاکید می کنم من وکیل مدافع مهندس سازدار نیستم. من طرفدار و معتقد به مشی کاری و شیوه مدیریتی و سمت و سوی سیاسی ایشانم و بر اساس همین اعتقاد، خود را موظف به رقم این سطور می دانم. البته توسط دوستان از ایشان مصرانه خواهش خواهم کرد تا جوابیه ای درخور، نه در مقام پاسخگویی به آقای کریم و نه به انگیزه دفاع از خود، که به اخترام افکار عمومی و برای تنویر اذهان ملت شریف ، آماده سازند. لکن جوابگویی به اتهامات مطروحه آقای کریم از جانب حقیر، چندان شایسته و برازنده نیست و هم اینکه نوعی بی حرمتی نسبت به شخص سازدار محسوب میشود و بی ادبی شایسته و بایسته هیچ انسانی نیست. اما فارق از تمامی موارد مطروحه، نسبت به کلیت و ماهیت فعالیت های قلمی سرور خوبم کریم خان! نقطه نظراتی دارم که روایت و واکاوی آن را در روند شفاف سازی و پاکسازی فضای انتخاباتی مفید می دانم و بدان می پردازم.تاکید می کنم مطالبی که در پی خواهند آمد صرفا نگاه شخصی اینجانب به جریانات است. نگاهی که ضمن اعتقاد به آن، به هیچ روی آینه تما قد حقیقت و و غیرقابل نقد و اصلاح نمی دانمش و در این میان قصد توهین و با خدای ناکرده اتهام زنی به هموطن ندیده و نشناخته ام، جناب کریم بزرگوار را ندارم و اگر طی نقد جریانی که پروژه تخریب و ترور شخصیت سازدار مدانم و می ناممش، به ناحق حرمت و کرامت کسی را مورد تعرض قرار دهم یا خدای ناکرده دلی را به ناحق بشکنم، پیشاپیش استغفار می کنم و حلالین می طلبم. وصد البته حق پاسخگویی و دفاع را برای نویسنده وبلاگ مزبور ، محفوظ داشته و محترم میشمارم و جوابیه احتمالی ایشان را در متن اصلی همین صفحه درج خواهم نمود. از طرف های درگیر جریان همچنین علاقمندان به ادامه این بحث هم تقضت دارم بجای ارسال نظرات کوتاه و تک جمله ای، نظرات خود را به تفصیل نوشته و برای درج در همین صفحه به آدرس  chayka2003@yahoo.com   ایمیل نمایند.                                                                          

    والهم اهدناالصراط الحق

  
نویسنده : ; ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ اسفند ،۱۳۸٦
تگ ها :